تبليغاتX
cactus.blogfa.com
cactus.blogfa.com
اجتماعی سیاسی طنز
نامه به یک دولت بخاطر تعطیلی



سلام دولت. خوب کردي تعطيل کردي.

اول نامه بگويم که ديروز متوجه شدم معاون ارتباطات و اطلاع رساني دولت نهم گفته مردم به خاطر تعطيلي ها از دولت تشکر کرده اند، واقعاً دلم زنده شد. مرحبا. احسنت. راستش اين گفته حکيمانه در من حس نوستالژيکي ايجاد کرد و بر آن شدم نامه بنويسم. ما در کودکي وقتي مشغول به تحصيل بوديم، يک معلمي داشتيم که حتماً در هفته، يکي دو روز کلاس را تعطيل مي کرد و مي رفت. ما از تمام معلم ها بيشتر او را دوست داشتيم و واقعيت اينکه هنوز هم قلباً حس خوبي نسبت به او داريم. باور بفرماييد روزي نيست که تعطيل بشود و من ياد آن معلم سال هاي کودکي نيفتم.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم دی 1386ساعت 23:15 توسط کاکتوس |
نامه به يک بودجه

سلام بودجه. اوضاع خوبه؟

بودجه جان همين چند روز پيش تو را ديدم، عجيب لاغر شده بودي. دمت گرم واقعاً خوشم آمد هيکلت رسماً باربي شده بود. شيطون چه رژيمي گرفته بودي؟ پيش کدام دکتر تغذيه رفته بودي،؟ پيش دکتر ...؟ مي گفتند دکتر است ها. مگر دانشکده هاي فني هم چنين دکتري هايي مي دهند؟ من خبر نداشتم لااقل. چه خبرها بودجه جان؟ انصافاً هفتاد ميليون نفر در کف رژيم لاغري تو مانده اند. 
ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم دی 1386ساعت 23:7 توسط کاکتوس |
نامه به یک ژولیت پینوش

بن ژوق ژولي،

ژوليت اين چه کاري بود؟ مگر خبر نداري نماينده هاي عزيز ما در مجلس به وزارت امور خارجه تذکر داده اند که به بازيگران خارجي ويزا ندهد؟ بازيگر خارجي هم که معلوم است ما اينجا صبح به صبح با زتاجونز و سلماهايک کله پاچه نمي خوريم که، بازيگر خارجي در رفت و آمد به ايران يعني تو خانم بينوش خانم، تو هي مي آيي مي روي نماينده هاي ما هم که حساس، خب طبيعي است ناراحت بشوند. تو که از وضع ما خبر نداري اين دوستان ما به شدت دارند زحمت مي کشند و خدمت مي کنند آن وقت يک عده يي مي آيند براي انتخابات مجلس هشتم ثبت نام مي کنند که اعصاب براي آدم نمي ماند.

ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم دی 1386ساعت 0:11 توسط کاکتوس |
نامه به يک بي صلاحيت

سلام بي صلاحيت، خوبي؟

من عمراً اگر خواسته باشم به فرد بي صلاحيتي مثل تو نامه بنويسم. راستش امروز نامه يي نوشته بودم باقلوا. اما دوستان گفتند فتيله را پايين بکش، ما هم کشيديم پايين فتيله را. حالا در اين سرماي استخوان سوز و با اين فتيله پايين، فقط مي شود براي توي بي صلاحيت نامه نوشت. بي صلاحيت، خوب گوش کن چه مي گويم. گفته اند که بي صلاحيت ها ثبت نام نکنند. خوب گفته اند. خوشم آمد. آخر ضايع، تو الان ثبت نام مي کني صلاحيت هم که از قيافه ات پيداست نداري،
ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم دی 1386ساعت 23:45 توسط کاکتوس |
نامه به يک نماينده مجلس

سلام نماينده، خوشي؟

حتماً خوشي. ديروز که از اقدام شجاعانه ات با خبر شدم حس غريبي داشتم. يک حس شعف، حس زندگي، حس شکفتن، حس بال درآوردن، حس پريدن، حس به هوا رفتن و گفتن اينکه از اون بالا کفتر ميايه، نماينده عزيز، من شنيدم تو حماسه آفريدي. از پشت صندلي ات دويدي، سر کوهي رسيدي (نه، اشتباه کردم) به تريبون رسيدي. 
ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم دی 1386ساعت 23:43 توسط کاکتوس |
نامه به یک وزیر ارشاد

سلام وزير ارشاد، دمت گرم،

جانا سخن از زبان ما مي گويي. من خودم مدتها است در اين نامه هايم و در همين ستون پستخونه دارم همين حرف هايي را مي زنم که تو زده يي. «احسنت، احسنت/ برادر صفار رو احسنت» واقعاً خوب گفته يي که اين رسانه هاي منتقد «بديهيات را انکار مي کنند.» من خودم اول اعلام مي کنم که بي خود انتقاد مي کنند. چه کاريه اصلاً و در ثاني بي خود مي کنند انتقاد مي کنند.

ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم دی 1386ساعت 23:42 توسط کاکتوس |
نامه به يک آقاي اصولگرا
سلام آقاي اصولگرا، خوبي؟

معلومه که خوبي. چشم حسودها، دانشجويان بدون کارت، مردم بي گاز مانده، ناراضيان از گراني، منتقدين غيردلسوز بي جايزه کور،
آقاي اصولگرا بيا در اين نامه با هم روراست باشيم. از اينکه قرار است سرليست اصولگرايان در انتخابات باشي چه حسي داري؟... نه بابا، جان من؟، نگو تورو خدا، فکرشو مي کردم،


ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم دی 1386ساعت 23:38 توسط کاکتوس |
نامه به یک ثبت نام کننده

سلام کسي که مي خواهي ثبت نام کني، خوبي؟

مي بينم که به سلامتي ثبت نام مي کني. اين نامه را نوشتم تا پيش از آنکه دست به اين اقدام بزني، روشنت کنم. ببين ثبتي جان (اسمت طولاني است، از اين به بعد اين طوري صدايت مي کنم) قربان آن دل خجسته ات بروم، فکر کردي ثبت نام کني ديگر حل است؟
ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم دی 1386ساعت 23:36 توسط کاکتوس |
نامه به يک مطبوعات
سلام مطبوعات، خجالت نمي کشي؟،

حيا کن مطبوعات و دست از اين کارها بردار. چرا ايجاد خفقان مي کني تو؟ اي خفقان آور، اي معلوم الحال، اي شرق، اي ضدآزادي، اي هم ميهن، اي... بس کن.ببين مطبوعات اگر دست از اين خفقان که شخص رئيس جمهور گفته تو ايجاد مي کني، برنداري باور کن شخص من کل خفقانت را فرو مي کنم توي... توي... توي چشمت، همه کار کردي مانده بود همين ايجاد خفقان آن هم براي رئيس جمهور. هي من هيچي نگفتم هي تو پررو شدي. مثلاً دولت مخالف طرح امنيت اجتماعي بود، تو آمدي از قول رئيس نيروي انتظامي گفتي که جزئيات طرح طي سه جلسه با خود رئيس جمهور هماهنگ شده است. بس کن مطبوعات اين کارها را. يا همگام با عوامل بيگانه و در راستاي نيل به اهداف و توطئه و کارشکني و امثالهم، درست وقتي که مسوولان عزيز و زحمتکش (مخصوصاً اين دومي) مي گفتند مشکل قطع گاز حل شده هي آمدي گفتي نمي دانم شاهرود يا فلان جا گاز ندارد.

اي خفقان آور، اي حناق، ول هم نمي کني. آمدي جوسازي کردي که چرا چيزهايي که در بودجه مملکت قبلاً در صد صفحه ارائه مي شد حالا در يک و نيم صفحه ارائه مي شود. اولاً که چيز چندان مهمي نيست. بودجه است، ليست خدمات دولت نيست که شرح و بسط بخواهد. دوماً هم دوستان و مسوولان دارند براي کاستن از وابستگي ما به خارج و اجانب در مصرف کاغذ صرفه جويي مي کنند، تو حرصت گرفته مطبوعات؟آدم نمي داند به تو چه بگويد مطبوعات، بدان که اگر هم دوستان مدام تو را مي بندند صرفاً براي پيشرفت صنايع بسته بندي کشور است. پس ديگر مقابل پيشرفت نايست و ايجاد خفقان نکن و بگذار چهار روز با خيال راحت در اين سامان از اون بالا کفتر بيايه،

مطبوعات، من حرف خودم را با تو زدم، هر چيزت را، هر فشارت را، هر اقدام دردآورت را، هر کار شنيعت را، هر... (همه را نمي شود گفت،) درد کشيديم و تحمل کرديم اما اين ايجاد خفقان را تحمل نمي کنيم عمراً.
ابراهیم رها
منبع: اعتماد
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم دی 1386ساعت 23:32 توسط کاکتوس |
نامه به یک گاز
سلام گاز،راستش مي خواستم پس از اظهارات وزير امور خارجه درباره درياي خزر و حرف هاي ايشان با اين مضمون که همين يازده درصد هم در خزر از سرمان زياد است، نامه به خزر بنويسم اما ديدم نامه به خليج فارس دچار جرخوردگي ادواري شده بود، به همين دليل از نامه هاي آبدار منصرف شدم،بعد مي خواستم نامه به احمدي نژاد بنويسم که مرکز گفت وگوي تمدن ها را دستور داده تعطيل کنند و مي خواستم بگويم تا... هست چه نيازي به گفت وگو، که ننوشتم(خوب شد ننوشتم،) حالا براي گاز نامه مي نويسم. خوبي گاز؟ديدم اخيراً قطع شده يي و چند شهر از کشور باز گاز ندارند، گفتم در اين نامه توضيح بدهم. راستش دوستان خيلي تلاش مي کنند و اغلب مسوولان ما هفده تا بيست و شش ساعت در شبانه روز کار مي کنند پس قطعاً قطعي گاز به مسوولان مربوط نمي شود. يک دليلش اين است که ترکمنستان بر سر صدور گاز به ما مشکل پيدا کرده و ما مشکل افت فشار گاز پيدا کرده ايم که پيشنهاد مي دهيم گاز را به جاي کشورهايي مثل ترکمنستان که با امريکا و غرب و... رابطه دارند از اين به بعد از جيبوتي که اخيراً توانسته ايم سطح همکاري هايمان با آنها را گسترش دهيم، وارد کنيم، يا بدهيم يکي دو تا لوله کش ماهر از ونزوئلا با لوله پنج و نخ گوني و رزوه، لوله بکشند تا ايران و مشکل اينجوري خيلي راحت حل شود،ببين گاز، يک مشکل ديگر تو اين است که هوا خيلي سرد شده. اين مساله را هم ما در راستاي توطئه هاي منتقدان غيردلسوز ارزيابي مي کنيم چرا که ما اطلاع دقيقي در اين باره که در زمستان هوا سرد مي شود نداشتيم و آن مراکزي هم که اين اطلاعات را داشتند چون با دولت نهم و خدمت به مردم مشکل دارند، آن را در اختيار ما قرار ندادند و در درجه بعدي واقعاً بايد منتقدان منصف باشند و بدانند هر مسوولي احتمال دارد با چيزهاي غيرقابل پيش بيني مثل نياز بيشتر مردم به ارزاق عمومي در ماه رمضان يا نابود شدن کارخانه هاي قند و شکر در صورت واردات فراوان يا سرد شدن هوا در زمستان يا... روبه رو شود که طبيعي است.گاز عزيز، يک مشکل ديگر هم اين بود که اين توده هواي سرد به مدت زيادي در ايران ماندگار شد. اين دليل را چند بار است مسوولان امر دارند اعلام مي کنند و ما نمي دانيم چرا به رغم اعلام اين مساله باز گاز شهرهاي سردسير قطع مي شود. اصلاً قرار نبود سرما اينقدر طولاني شود و ما به توافق رسيده بوديم، در راستاي خدمت به مردم، ماه هاي سرد سال اين طوري باشد؛ آذر، تير، بهمن، شهريور. که عوامل خارجي و منتقدان غيردلسوز و دانشجويان بدون کارت گويا اخلال کردند و نشد. حالا هم شهرهاي سردسير که گازشان قطع شده ناراحت نباشند، گاز نيست، عوضش در آسمان آن نواحي از اون بالا کفتر ميايه که اين گام مهمي است که ما در تمام عرصه ها برداشته ايم.
ابراهیم رها
منبع:اعتماد
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم دی 1386ساعت 23:28 توسط کاکتوس |
نامه به يک سعيد حجاريان
سلام سعيد، خوبي؟

سعيد اين حرفا چيه مي زني تو؟ از قديم گفته اند آدم از يک سوراخ دو بار گلوله نمي خورد، منظور از اين ضرب المثل اين است که شما يک حرف هايي مي زني بعد يک برادر سعيد ديگري پيدا مي شود تصميم مي گيرد به شما راهکار ارائه کند، بعد اين راهکار را خيلي سفت ارائه مي کند شما دهنت... دهنت به شدت درد مي گيرد ها، سعيد جان، دوره آن صحبت ها و دموکراسي و بي نظير بوتو و دانشجوي بدون کارت ديگر گذشته باور کن. اين حرف ها را نزن. يعني چه که گفته يي «صلاحيت کانديداها بايد احراز شود اما از طرف مردم نه کس ديگر.» ديگه چي؟، پس فردا بيا «صبح امروز» را هم دوباره منتشر کن، ديگه. پايين و بالا را هم چانه زني کن و برو جلو ديگه. قدم بعدي ات چيه؟ آدامس؟ سينما؟ بگو، اعتراف کن سعيد، ببين سعيد حجاريان، صلاحيت کانديداها را اگر بگذارند به عهده مردم و پس فردا اگر زبانم لال، خداي نکرده، خاتمي يي، چيزي از صندوق آمد بيرون، آن وقت تو پاسخگو خواهي بود؟ چيه؟ چرا ساکت شدي؟ اين بي تربيتي ها يعني چه که احراز صلاحيت کانديداها با مردم است. الان اين حرف را مي زني، بعد مي گويي مردم سالاري بعد خواهي گفت؛«مردم، مردم، دل من شد اسيرش/ مردم، مردم اونو از من نگيرش» همين مان مانده فقط. گاز زمستان شهرها نيست که چيز بي اهميتي باشد. مهم است خب. سعيد با اين حرف ها احساس مي کنم مجدداً سعيد لازم شده يي، جالب اين است که گفته يي «از نظر من نمايندگي مجلس يک نوع عقد است.» هه هه، به قول فرانسوي ها، زرشک، براي آنکه برايت روشن شود توضيح بدهم که بستگي به مجلسش دارد. مجلس ششم از نظر ما صيغه يي تيغه يي بود، تازه آن هم خيلي معلوم نبود، مجلس هفتم خب البته عقدي بود، عقدش هم خوب بود جنس اش هم مرغوب بود. به همين خاطر بهتر است پيش از آنکه هي حرف بزني به اين جزئيات امر دقت کني. به هر حال عقد و ازدواج امور مهمي هستند و مثل گاز شهرها در زمستان نيستند که بي اهميت باشند.

سعيد، در حالي که دوستان دارند بکوب زحمت مي کشند و خدمت مي کنند تا در همين راستا از اون بالا کفتر بيايه و آسمان ما کفترباران و ايضاً هيکل ما زير گذر کفترها... باران شود، اصلاً درست نيست که تو اين گونه سخن بگويي. تو اساساً هواي حرف زدنت را داشته باشي بهتر است، يک بار دوستان سعي کردند اين امر را به شما توصيه فرو کنند توي حلقتان گويا درست متوجه نشديد. متوجه باش ديگه سعيد
ابراهیم رها
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم دی 1386ساعت 23:27 توسط کاکتوس |
نامه به يک خليج فارس
سلام خليج فارس، خوبي؟

در آغاز اين نامه بگويم که خوشحالم از اين بابت که دوستان عزيز پيشنهاد داده اند نامت تبديل به خليج دوستي بشود. چه پيشنهاد خوب و دشمن شکني، دست دوستان عزيز و ديپلماسي قشنگ ما درد نکند. براي اينکه چشم اجانب و منتقدان غيردلسوز و دانشجويان بدون کارت در بيايد، اخيراً با جيبوتي هم توانستيم ارتباط برقرار کنيم. حالا ضمن آن اقدام حماسه وار، اين پيشنهاد خارق العاده ديگر مشت و بلکه لگد محکمي است به تمام اعضا و جوارح ياوه گويان و حومه، ببين خليج فارس، ما از قبل هم ديده بوديم تو تحرکات مشکوکي داري. نمونه اش همين اقدام هاي اينترنتي و امضاهايي در فضاي مجازي که به خاطر اسم خودت، خودخواهانه، راه انداختي. اولاً که اينترنت معلوم است چه جور جايي است فيلترشکن و چت و سايت... گفتم که نگويي نمي دانستيم و نمي دانستيم تو چه خليج بي حيايي هستي. بهتر که دوستان اسم ناخوشايند تو را بدل به دوستي و رفاقت کنند. اصلاً شخص بنده در همين نامه پيشنهاد مي دهم که حتي مي توان به جاي اسم خليج فارس «خليج دور هم خوشيم» يا «خليج با بر و بچ خوش مي گذره» را برگزيد.

اي خليج فارس، بعد از اين ماجراهايت آمدي و دست به يک توطئه جديد زدي و هي اسم خودت را تغيير دادي تا به خيال خودت اخلالي در محبوبيت روزافزون برخي افراد ايجاد کني. پيش از آن هم در سفر امير قطر به تهران ديدار با يکي از مسوولان ما توطئه يي ديگر چيدي که از چشمان تيزبين ما پنهان نماند. آنجا که آن حرف را در دهان امير قطر گذاشتي و يکي از مسوولان ما هم که هزار و يک مشغله داشت در آنجا جوابي نداد و تو، اي خليج فارس معلوم الحال، گمان کردي در راستاي کارشکني هايت قدمي برداشته يي اي خليج فارس مذموم، دوستان ما حالا تمام توطئه ها و اعمال منکراتي و اخلال ها و... را با پيشنهادي بنيان برکن. (کلاً،) و طرح «خليج دوستي» پاسخ مي دهند تا حساب کار دستت بيايد اين حرف هاي کهنه سابقه نام خليج فارس و گذشته ديرين و باستانشناسي و هخامنشيان و کوروش و... را هم بگذار کنار و کمتر اقدامات ضد ارزشي و استنادات غير اصولگرايانه کن. پيشنهاد اين نام ثابت مي کند که کماکان با شدت تمام از اون بالا کفتر مي يايه. ما يقين داريم در سايه تلاش مستمر دوستان زحمتکش روزي خواهيد رسيد که از نام استکباري و غربزده خليج فارس اثري هم باقي نمانده باشد، تازه خليج دوستي قدم اول است و...
ابراهیم رها
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم دی 1386ساعت 23:22 توسط کاکتوس |

قالب وبلاگ

free Template Blog

قالب وبلاگ سفارشی

قالب بلاگفا