نامه به یک رد صلاحیت شده
سلام ردصلاحيت، خوب روي بورسي شيطون،
مي خواستم برايت نامه ننويسم. تمام هفته گذشته جلوي خودم را گرفتم (چه کارها،) که براي تو نامه ننويسم. اما تو بالاخره کار خودت رو کردي. خودمانيم اين احراز صلاحيت نشدن هم چيز باحاليست. ما يک چند ساعتي به آن فکر کرديم؛ کيفور مي کند آدم را. شش حال مي آورد. اي ردصلاحيت شده، احرازتو بخورم، چه کلاغ پري راه انداخته اين عزيز، اين قشنگ، اين گوگوري مگوري، اين... (احساساتي شدم) اين هيات هاي اجرايي.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه هفتم بهمن 1386ساعت 12:24 توسط کاکتوس |
نامه به یک شهاب الدین صدر
سلام شهاب جان، خوبي؟
اظهارات اخيرت آنقدر جذاب، شيوا، گويا و دلنشين بود که گفتم حتماً بايد برايت نامه يي بنويسم. گفته يي «درصد بسيار بالايي از کانديداهاي انتخابات مجلس هشتم را اصولگرايان تشکيل مي دهند» بايد هم همين طور باشد. نه پس، لابد بعضي ها انتظار دارند به جاي اصولگرايان، سوسولگرايان تاييد صلاحيت بشوند. مگر شهر هرت است؟
ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه هفتم بهمن 1386ساعت 12:22 توسط کاکتوس |
تامه به یک تورم

سلام تورم. معلومه که خوبي،
دست بردار تورم. حتماً بايد چهارتا فحش به تو بدهم؟ رواني، ديوانه. پدر... همان رواني، من بارها در اين نامه ها به دوستان مختلف گفته ام که تو مشکل اعصاب و روان داري. دوستان زحمتکش ما بارها از طريق رسانه ها اعلام کرده اند که «تورم رواني است.» اما باز تو رويت را کم نمي کني و همين باعث شد من اين نامه را برايت بنويسم.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه ششم بهمن 1386ساعت 3:39 توسط کاکتوس |
نامه به يک رحيم مشايي

سلام اسفنديار
تو هر حرفي که مي زني گوهر و مرواريد است. اين را بي اغراق مي گويم باور کن به خاطر رفاقت مان نيست. اسفنديارخان جان اين حرف اخير تو که گفته يي مثل قلعه شوش زياد داريم و خوب است اين جور جاها هتل يا رستوران شود، واقعاً کارشناسانه، حکيمانه و تودل برو بود،
ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه سوم بهمن 1386ساعت 13:42 توسط کاکتوس |

