تبليغاتX
cactus.blogfa.com
cactus.blogfa.com
اجتماعی سیاسی طنز
نامه به يک ابراهيم رها

سلام خودم. مي دانم خوب نيستي.

بايد بنشيني و بنويسي حتي اگر مطلبت دچار چاک خوردگي شود. همه ناراحت مي شوند. اصلاً اين چه ستوني است که راه انداخته يي تو؟ مسوولان زحمتکش ناراحت مي شوند. مسوولان روزنامه ناراحت مي شوند. دو روز نمي نويسي مخاطبان ناراحت مي شوند. از ردصلاحيت مي نويسي، دوستان صلاحيت ردکن دلگير مي شوند. از موسي قرباني مي نويسي، الياس نادران ناراحت مي شود، از الياس نادران مي نويسي، موسي قرباني ناراحت مي شود. از کوروش کبير مي نويسي به اسفنديار رحيم مشايي برمي خورد. از تورم مي نويسي، رئيس جمهور ناراحت مي شود. از قيمت مسکن حرف مي زني، به رئيس دولت نهم برمي خورد. از وضعيت بودجه نويسي مي نويسي، يکي از مسوولان دلگير مي شود. از روابط خارجي و جيبوتي و ونزوئلا مي نويسي، به وزير امور خارجه برمي خورد. از اوضاع نشر مي نويسي، به وزير ارشاد برمي خورد. از سينما مي نويسي شمقدري و شورجه رگ گردني مي شوند. از وضعيت فوتبال مي نويسي، آقاي علي آبادي دلخور مي شود. از... از... از... از اون بالا کفتر ميايه،

ابراهيم رها من خودم شاهد بودم که دوست داشتي اين ستون ديگر نباشد. اما... کدام شير پاک خورده يي گفته «به راه باديه رفتن به از نشستن باطل/ که گر مراد نيابم به قدر وسع بکوشم» حرف خوبي زده ها، خودمانيم، باشد، ما تسليم تلفن هاي شما. ما مخلص اي ميل هاي شما. ما اين جرخوردگي اطواري مطالب را مي پذيريم، تا اين ستون بماند و عده يي ناراحت شوند و... (حالي مي ده ها،)
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم بهمن 1386ساعت 3:50 توسط کاکتوس |

قالب وبلاگ

free Template Blog

قالب وبلاگ سفارشی

قالب بلاگفا