سلام صفار. خوبي محمدحسين؟
اين نامه را برايت نوشتم تا از صميم قلب و ته دل و اعماق وجود از تو تشکر کنم. جشنواره فيلم و تئاتر «چه خوشگل شده بودن امسال» و من مي دانم اين به مدد تلاش بي وقفه دوستان تو است. صفار من، نمي داني چه حس خوبي داشتم وقتي فيلم بهمن فرمان آرا به آن سرنوشت دچار شد.
اصلاً در پوست خودم جا نمي گرفتم. آدم اسم فيلمش را مي گذارد «دايره زنگي»؟ لهو و لعب از اسم اين فيلم مي بارد، تازه کارگردانش هم زن است، خجالت هم نمي کشند. يا آن يکي که اسم کارش را گذاشته بود «صد سال به اين سال ها». ول شان کني، بعد، صد سال تنهايي مي سازند، در قدم بعدي هم دست به ساخت دلبرکان غمگين من مي زنند، خب يکي نيست بگويد اينجا سينما است يا...؟،
صفارهرندي عزيز، واقعاً حاصل کار تو ستودني است. من همان موقع که فيلم «سنتوري» ساخته کارگرداني موسوم به داريوش مهرجويي را توقيف کردي پي به عمق کاردرستي تو بردم.
وزير ارشاد جان، من خيلي خوشحالم، درختي که تو کاشته يي وسط فرهنگ مملکت دارد، بار مي دهد. در حيطه تئاتر هم باعث مسرت است که کار عناصري مثل محمد رحمانيان راه به جشنواره پيدا نمي کند. من اين آدم ها را مي شناسم. الان «مانيفست چو» را مي خواهند اجرا کنند، رو که بدهي «فمينيست جنيفر» را اجرا خواهند کرد. خوب کردي جلويشان را گرفتي. دست دوستان زحمت کش درد نکند.
راستي صفارجان، در جواب رسانه هاي منتقد گفته يي «يعني دولت نهم در اين دو سال و اندي فقط خرابکاري کرده است؟» الهي ذليل بميرند اين رسانه هاي منتقد. من خودم شاهدم که علاوه بر اين امري که شما گفته ايد، کارهاي ديگري هم انجام شده است که مهم ترين شان از نظر من اين است که کاري انجام شده تا هر روز از اون بالا کفتر بيايه.
صفارهرندي عزيز و دسته گل، اين راهت را ادامه بده و تا زماني که فيلم هاي مشابه بر پرده، يک تئاتر بر صحنه، يک... (خودت يک جوري جمله را تمام کن. بلدي که،)
ابراهیم رها
منبع: اعتماد

